الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

32

الخصال ( فارسى )

كرده و منع كرده كه على پيغمبر باشد پس از اين دو مقام ، هرون نسبت بموسى مقامات ظاهره‌اى دارد و مقامات معنويه‌اى ، يكى از مقامات ظاهره‌اش اينست كه پس از موسى افضل اهل زمان خود بود و از همه كس نسبت بموسى يگانه‌تر و مخصوص‌تر و بيشتر مورد اعتماد بوده . 2 - آنكه هر وقت موسى از قوم خود جدا ميشد هرون را در ميان آنها جانشين و خليفه خود ميكرد . 3 - آنكه باب دانش و وسيله دريافت علم موسى بود . 4 - آنكه اگر موسى وفات ميكرد و هرون زنده بود ، هرون پس از وفات خليفه و جانشين او بود اين خبر همه اين مقامات و خصلتها را براى على نسبت به پيغمبر ثابت مىكند و هر مقام معنوى و تأييداتى هم هرون نسبت بموسى داشته بايد على هم نسبت به پيغمبر داشته باشد مگر آنچه را عقل قطعى از آن بيرون كند چنانچه مقام برادرى نژاد را بيرون مىكند گو اينكه ما آن مقامات باطنه را ندانيم زيرا مفاد خبر اينست ، كسى نتواند گفت كه مقصود پيغمبر خصوص فلان مقام بوده زيرا در برابرش ميتوان گفت خير مقامى كه تو ميگوئى مقصود نبوده و آن مقام ديگر مقصود بوده و دليلى بر خصوص آن نيست در اين صورت كلام بيهوده مىشود و بىاستفاده استفاده ميگردد ، پيغمبر كلام بيهوده نميگويد زيرا با ما سخن مىكند كه مطلبى بما بفهماند و چيزى بما بياموزد ، اگر مقصود اين باشد كه بعضى از مقامات هرون نسبت بموسى براى على نسبت به پيغمبر ثابتست و آن را معين نكرده و با كلام خود چيزى بما نفهمانده كلام لغو است و مقام پيغمبر از آن مبرى است بنا بر اين لازم است كه مقصود اثبات همه مقامات باشد مگر آنچه را عقل بطور قطع يا خود روايت صريحا استثناء كرده و چون عموم مفاد خبر ثابت شد دليل مىشود كه